تبليغاتX
ناز آفرین - فاصله سزای ما نیست ...

ناز آفرین

حرف دلم را با توگفتم...محرم رازم شدی.بمان با من...تا آخر دنیا...تا آنجا که مرزی بین ما نباشد

              

من هستم و تو هستی و یک فاصله بین ما

من تنها هستم و عاشق هستم و دلتنگ تو

هیچ وقت بهت نگفتم امّا بدونی بد نیست

لحظه هایی بود که هروقت دلتنگت میشدم کارم گریه کردن بود و غصه خوردن وکفر گفتن   

امـــا مدتیه که کمتر دلتنگت میشم

 آخه با خدا آشتی کردم  همش سر سجاده عشق سجده میکنم و تورو دعا می کنم

با خدا راز و نیاز می کنم

کار من شب و روز شده درد و دل با خدای مهربونم

پیش خدای خودم سجده میکنم وازش به خاطر اینکه با من و   تو هستش تشکر میکنم

 و اینکه روزی ما رو به هم میرسونه ...

من که به فرداهای باهم بودنمون امیدوارم  و توهم امید وار بــاش

من هستم و روز و شب رازونیاز با خدا ؛ یک دل پر از راز دارم و تو هستی که تنها نـیــاز منی

بعد از ذکر خدا اسم مقدس تورو زمزمه میکنم ؛ برای خـــدا و برای دلم

ای خـــدا ما رو به هم برسون...

تو که مهربونترینی تو که بخشنده تــرینی  اصلاٌ همه ی عاشقای راست راسَــکیوُ بهم برسون

آخــه خدا جونم تنها امیــد ما فـــقـــط تو هستی

تنــها تویــی که مـیــتــونی خوشبختیــمون تضــمین کنــی

عــشــق ما پاکه ؛ قبلــه ی ما مـقــدسه ؛ این قشنگترین لحظــه عاشقیست

آره گل همیشه بهارم وقتی با خــدا درد ودل می کنم احساس آرامش میکنم

میدونی احساس می کنم  قفط اونه که درد دلم می فهمه و میدونه که چه آرزوهایی دارم

کار من شب و روز دعاست ؛ به خدا عشق ما بــی ریاست

عشق ما مقدس است ؛ خدا با ماهستش ؛ همین برای من و تو بســـه

آره سجده میکنم در برابر او ؛ دعا میکنم تو رو و راز دلم رو بهش میگم

و ازش میخوام که منو به تنها آرزوم که رسیدن به تو هست برسونه ... 

 

 

  

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:51 توسط نازنین| |